بیداران

  دادخواهی برای حقیقت و عدالت

بازگشت به صفحه نخست > خاوران > مادر معینی هم رفت

مادر معینی هم رفت

جمعه 24 مه 2013

امشب به خانه باز نمی‌گردیم تا برگردی

آن‌قدر پشت میله‌ها برای هبت و بهروز دست تکان دادی

و آن‌ها نیامدند که قصد کردی خودت پیش‌شان بروی

باران می‌بارد و تو را به یاد می‌آوریم

بهروز و هبت به انتظار تو در باران ایستاده‌اند

تو آب شدی در اندوه قصر و قزل

صدای قمریان گلو‌دریده در خون‌دره‌های اوین نشان از غیبت انسان دارد

روزی برای یافتن پیراهن‌های خونین‌شان باز خواهیم گشت

ای کاش هنوز می‌درخشیدی و ما هم سوسوی تو می‌ماندیم

مادر برخیز

دارد باران می‌بارد